ماکوندو از اون تاترهایی است که وقتی تمام میشه و برمی گردی خونه، احساس می کنی چیزی را با خودت به خونه می بری...
قصهی ستارهها.
-
اگر به سرنوشت معتقد بودم و ایمانی به ستارهها داشتم، میگفتم که قلب تو با
قلب من آشناست. که نور چشمان تو مرا به این سیاره کشاند. که وعدهی بوسههای
تو، دست...
۲ هفته قبل
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر